همینجوری

بسم الحق

همینجوری

بسم الحق




گفتم که من درمانده ام  افزون مرا عاصی مکن

گفتا که من درمان نه ام زین رو مرا خاطی مکن

گفتم که تا مستی کنم  یـاد تو را عیش است مـرا

گفتا رو ، هشیار باش بـا یـاد من خـــامی مکن

گفتم که من زار توام عشق تو چون جاه است مرا

گفتا کــه من افسانه ام با عشق من زاری مـکن

گفتم که من شمع توام عشق از تو و شعله ز من

گفتا که من پروانه ام مـا را در این وادی مـکن

گفتم کنی تا دست دراز، نازت همی به جان خرم

گفتا اگـر سـوی تو است آنرا شـکن یاری مـکن

گفتم جـوانـی کــرده ام آنـی دگـــر فـرصت بـده

گفتا جوانـی داده ام دیـگـر مـرا راضـی مکـن

گفتم که من بد کرده ام زندان روم یا حد خورم

گفتا کــه من ناصالحم  دیگر مرا قاضـی مکن

گفتم مـنم فرهاد تو شیـریـن مـن تلخـی چـــرا

گفتا کــه شیرینت بمردو تـو ازو یادی مـکن

گفتم کـه کوه را می کنم لیلی من با من بمان

گفتا مگر مجنون شدی معشوقه ها قاطی مکن

گفتم که دل ریشت منم اینقدر تن نازی مکن

گفتا که پر شد گوش دل عقده خود خالی مکن

گفتم که عقل از سر برفت صبری نماند ای جان مرا

گفتا دگر بس است ترا با واژه ها بازی مکن


✒مهرداد 


۱۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۱۱
کارور بیان



برف سنگینی در حال باریدن بود، ناصرالدین شاه هوس درشکه سواری به سرش زد...

. دستور داد اتاقک درشکه را برایش گرم و منقل و وافور شاهی را هم در آن مهیا سازند،

. آنگاه در حالی که دو سوگلی اش در دو طرف او نشسته بودند، در اتاقک گرم و نرم درشکه، دستور حرکت داد، .کمی که از تماشای برف و بوران بیرون و احساس گرمای مطبوع داخل کابین سرخوش شد، هوس بذله گویی به سرش زد و برای آنکه سوگلی هایش را بخنداند،

. با صدای بلند به پیرمرد درشکه چی که از شدت سرما می لرزید، گفت: درشکه چی ! به سرما بگو ناصرالدین شاه "تره هم واست خرد نمی کنه!" .درشکه چی بیچاره سکوت کرد... اندکی بعد ناصرالدین شاه دوباره سرخوشانه فریاد زد:

درشکه چی! به سرما گفتی؟؟؟

درشکه چی که از سردی هوا نای حرف زدن نداشت، پاسخ داد: بله قربان گفتم!!!

-خب چی گفت؟؟؟ گفت: با حضرت اجل همایونی کاری ندارم، اما پدر تو یکی رو درمی یارم...


 ♨️ نتیجه: 

این حکایت دقیقا حکایت کسانى است که بالای منبر و پشت تریبون برای تحریم ها تره هم خرد نمیکنند و مشغول رجزخوانی و خط و نشان کشیدن برای قدرت های جهان هستند و تحریمها هیچ تاثیری بر زندگیشان ندارد...

 و ملت ، همان درشکه چی اند که باید تمام سختی های تحریم را تحمل می کنند ...



۳۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۶
کارور بیان



۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۴۷
کارور بیان



بودند شهدایی که با عشق به جبهه رفتند

جانانه جنگیدند و جانانه شهید شدند

فقط بخاطر وطنشون

ولی

بسیجی نبودند تا نامشون بر خیابانها نقش ببندد

بسیجی نبودند تا بازماندگانشون متنعم از خان گسترده نظام باشند

بسیجی نبودند و منصبی نگرفتند و فرزندانشان اقازاده نشدند

گروه فدائیان اسلام

گروهان چریکها و پارتیزانهای ایرانی

به فرماندهی شهیدچمران و شهید سیدمجتبی هاشمی

سیدمجتبی کسی که بنی صدر رو مواخذه کرد

کسی که " آقا " صداش میکردن

دلاورانی همچون شهید شاهرخ زرغام

گروهانی که بقدری مورد بی مهری ارتش و سپاه بود

 که خود امام خمینی و شهید چمران ازشون حمایت کردند


توصیه میکنم کتاب " آقاسیدمجتبی" رو حتما بخونید

عکس بزرگواران در گوگل هست...





۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۲
کارور بیان



از انچه که اطمینان و اگاهی نداری پیروی نکن

زیرا که گوش و چشم و دل همه مسئولند ... 

"اسرا 36"


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۰۰
کارور بیان